کد خبر: 1354730
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
درگیری بر سر دستمزد به قتل پدر ختم شد  پسر خیاط که از دستمزدش ناراضی بود، در یک درگیری مرگبار، پدرش را با قیچی خیاطی به قتل رساند. متهم ۲۰ ساله پس از اعتراف گفت: «قصد قتل نداشتم، فقط می‌خواستم او را بترسانم.»
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: شامگاه یک‌شنبه، ششم اردیبهشت، تلفن قاضی محسن اختیاری، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، به صدا درآمد. مأموران پلیس از مرگ مشکوک یک مرد میانسال در یکی از بیمارستان‌های جنوب پایتخت خبر دادند. بازپرس جنایی بلافاصله همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی بیمارستان شد. 

جسد مرد ۶۰ ساله در بیمارستان

تیم جنایی در بیمارستان با جسد مردی حدوداً ۶۰ ساله به نام «ایوب» روبه‌رو شد. آثار ضربات متعدد چاقو روی قفسه سینه و بدن او به وضوح دیده می‌شد. 
بررسی‌های اولیه نشان داد مقتول اهل افغانستان و صاحب یک کارگاه خیاطی بزرگ در نزدیکی خیابان مولوی تهران است. او این کارگاه را همراه با پسر ۲۰ ساله‌اش به نام «حمید» اداره می‌کرد. 

روایت شاهدان؛ درگیری ۵ روز قبل

بر اساس گفته‌های شاهدان حادثه، ماجرا از چند روز قبل آغاز شده بود. پنج روز پیش از فوت ایوب، پدر و پسر در کارگاه خیاطی درگیری خونینی داشتند. در جریان آن درگیری، حمید با قیچی خیاطی پدرش را زخمی کرده بود. 

یکی از شاهدان به مأموران گفت: «چند سالی است مقتول و پسرش در این کارگاه خیاطی کار می‌کردند. آنها با هم مشکلی نداشتند تا اینکه روز حادثه، صدای دلخراش و فریاد‌های مرد افغان به گوشمان رسید. متوجه شدیم او با فردی درگیر شده‌است. وقتی وارد کارگاهش شدیم، خونین روی زمین افتاده‌بود. کمی آن‌طرف‌تر، پسرش قیچی خونینی دستش بود که با دیدن ما، قیچی را پرت کرد و فرار کرد. ما که فهمیده بودیم او پدرش را زخمی کرده، حین فرار داخل کوچه دستگیرش کردیم و تحویل پلیس دادیم.»

انتقال جسد به پزشکی قانونی

همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی برای انجام آزمایش‌های لازم، حمید به دستور بازپرس جنایی که تا قبل از مرگ پدرش به اتهام ضرب و جرح بازداشت بود برای تحقیق در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. 

اعتراف پسر در مقابل بازپرس

صبح دیروز، حمید در حالی که اشک می‌ریخت، پای میز بازجویی مقابل قاضی محسن اختیاری قرار گرفت. او با اظهار پشیمانی به قتل پدرش اعتراف کرد. 

حمید در بازجویی گفت: «کارگاه خیاطی متعلق به پدرم بود و من هم پیش او کار می‌کردم. ما با هم مشکلی نداشتیم و همه چیز به خوبی پیش می‌رفت. مدتی قبل به دستمزدم اعتراض کردم و از پدرم خواستم در سود کارگاه مرا شریک کند یا دستمزدم را بیشتر کند، اما پدرم به درخواست من توجهی نمی‌کرد و می‌گفت حقوقی که به من پرداخت می‌کند، زیاد هم است و اگر بخواهم اعتراض کنم، از کارگاه اخراجم می‌کند.»

قاتل ادامه داد: «اختلافات من و پدرم روز به روز بیشتر می‌شد. من احساس می‌کردم او حق و حقوق مرا کامل پرداخت نمی‌کند. پس از این، چند باری به او اعتراض کردم، اما فایده‌ای نداشت و او دستمزد مرا اضافه نکرد.»

لحظه جنایت؛ قیچی روی میز

حمید در تشریح لحظه وقوع جنایت گفت: «عصر روز حادثه در حال کار بودیم. به پدرم گفتم در کارگاه زحمت زیادی می‌کشم، حق مرا بده. هر چقدر اصرار کردم، جوابی به من نداد. در نهایت عصبانی شدم و با هم درگیر شدیم. وقتی درگیری ما بالا گرفت، ناگهان چشمم به قیچی روی میز افتاد. برای اینکه پدرم را بترسانم، قیچی را برداشتم و با آن ضرباتی به پدرم زدم.»

پشیمانی پس از جنایت

وی با چشمانی اشک‌آلود افزود: «من قصد قتل نداشتم. فقط می‌خواستم او را بترسانم، اما وقتی به خودم آمدم، دیدم پدرم خونین نقش بر زمین شده‌است. با داد و فریاد پدرم، همه همسایه‌ها به کارگاه خیاطی آمدند. من از ترس فرار کردم، اما مردم مرا گرفتند و تحویل پلیس دادند. تصور نمی‌کردم روزی دستم به خون پدرم آلوده شود. الان هم خیلی پشیمان هستم.»

متهم پس از اعتراف به قتل پدرش، به دستور بازپرس جنایی برای تحقیقات بیشتر و روشن شدن زوایای پنهان حادثه، در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.

برچسب ها: پلیس ، جسد ، تیم جنایی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار